تبليغاتX
شاهد

شاهد

سلام

با یک روز تاخیر به یاد شیخ بزرگوار نیشابور که با این غزلش اوقاتی داشتم:

اي دل   اگر   عاشقي   در  پي دلدار  باش      بر در دل  روز  و  شب   منتظر  يار    باش


دلبر   تو  دايما    بر    در   دل  حاضر  است       رو  در  دل  برگشاي حاضر و بيدار    باش


ديده    جان    روي    او  تا    نبيند    عيان        در  طلب  روي  او  روي  به  ديوار     باش


ناحيت  دل   گرفت   لشکر   غوغاي  نفس        پس تو اگر عاشقي عاشق هشيار  باش


نيست کس اگه که يار  کي  بنمايد   جمال        ليک  تو  باري  به  نقد  ساخته کار  باش


در ره او هرچه هست تا دل و جان نفقه کن        تو به  يکي  زنده اي  از همه بيزار  باش


 گر دل و جــــــان تو را در بقــــــا ارزوســـــت        دم  مزن  و  در  فنــا  همدم  عطار  باش

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 

سلام

از شما چه پنهون که می خواستم به زبان الکن خودم سال نو رو تبریک بگم اما حیفم اومد یکی از غزلیات جناب مولانا رو نزارم امسال انشالله برای همه پر برکت باشه

 

دی شد و بهمن گذشت فصل بهاران رسیدزحمت سرما و دود رفت به کور و کبودباغ ز سرما بکاست شد ز خدا دادخواستآمد خورشید ما باز به برج حملطالب و مطلوب را عاشق و معشوق رابر مثل وام دار جمله به زندان بدندجمله صحرا و دشت پر ز شکوفه​ست و کشتهر چه بمردند پار حشر شدند از بهارآن گل شیرین لقا شکر کند از خداوقت نشاط​ست و جام خواب کنون شد حرامجام من از اندرون باده من موج خون جلوه گلشن به باغ همچو نگاران رسیدشاخ گل سرخ را وقت نثاران رسیدلطف خدا یار شد دولت یاران رسیدمعطی صاحب عمل سیم شماران رسیدهمچو گل خوش کنار وقت کناران رسیدزرگر بخشایشش وام گزاران رسیدخوف تتاران گذشت مشک تتاران رسیدآمد میر شکار صید شکاران رسیدبلبل سرمست ما بهر خماران رسیداصل طرب​ها بزاد شیره فشاران رسیداز ره جان ساقی خوب عذاران رسید

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین 1388ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting