برای پاسخ ابتدا می توان مختصری به بیان منظور آیینه بودن پرداخت
۱- آیینه یعنی نمایش دهنده تصویری از اصل
۲- هرچه تصویر شبیه تر به اصل آیینه بهتر
۳- آیینه برای خدا بودن یعنی نمایش تصویری از او
۴- منبع همه خوبی ها و انرژی ها( در یک کلام "نور")، خداست و عامل انعکاس و انتشار این نور آیینه است.
بنابراین :
هر کدام از ما که بخواهد تصویری از خدا ارائه دهد به بیان ما می بایست وجود خود را صیقل دهد
و صیقل وجود همان کسب برتری ها (فضایل) است هرچه این دریافت (درک ) بیشتر باشد،صفات نیک بیشتر و قوی تر وجود پیدا می کند
و هرچه صفات نیک قوی تر ، نمایش الهی کاملتر خواهد بود و این می تواند یک سیکل افزایشی بوده و عامل رشد گردد
به عنوان مثال:
دو فرد را در نظر بگیرید
۱- آدمی بخیل و ترسو
۲- آدمی سخاوت مند و شجاع
شما چه کسی از این دو را به عنوان فردی خدایی تر در نظر گرفته و کدامیک بیشتر به درد خود و اطرافیان خواهد خورد، برای اختصار فقط دو صفت آورده شده است
هرچه تعداد این صفت ها بیشتر و ثبوت و ظهور آنها قوی تر باشد و در مجموع متعادل گردد آیینه بودن بهتر است ، اگر فقط در تعدادی صفت خوب باشد و در تعداد دیگر نه، مانند آیینه ای است که همه جایش صیقلی نبوده و تصویری ناهمگون و نامناسب ارائه خواهد داد
بنابراین آیینه وار صاف بودن اولین سودش جذب آن توسط صاحب تصویر و به طبع آن صیقلی شدن و رشد است و سپس این فرد در راستای افزایش افراد رشد یافته عمل خواهد کرد و واضح است که هرچه تعداد این گونه افراد بیشتر گردد، محیط والاتری ایجاد خواهد شد