نقل است که کسی ابراهيم را هزار دينار آورد که :بگير!
گفت :من از درويشان نستانم .
گفت :من توانگرم .
گفت :از آنکه داری زيادت بايدت ؟
گفت :بايد .
گفت :برگير که سر همه درويشان تويی . خود اين درويشی نمی بود . گدايی بود .
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط وحید
|
