تبليغاتX
شاهد

شاهد

دیروز در خدمت جناب شاهد بودم

در میان صحبت بودیم که نا گهان یکی از این گلهایی که در هوا معلق می شوند ( قاصدک یا پاییز خبر کن) اما کوچکتر، در کنار ایشان به زمین نشست چنان با لطافت آن را برداشت و عاشقانه با آن تکه صحبت کرد که من مطمئن شدم که زنده است و درک می کند مدتی به همین صورت گذشت تا بعد به آرامی اورا بر زمین گذاشت ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 7:28 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

نقل است که مريدی شيخ را به خواب ديد . گفت : از منکر و نکير چون رستی ؟

گفت :چون آن عزيزان از من پرسيدند گفتم : شما را ازين سوال مقصودی برنيايد  ،به جهت آنکه اگر گويم خدای من اوست اين سخن از من هيچ نبود . لکن بازگرديد و از وی پرسيد که من او را کيم ؟ آنچه او گويد آن بود که اگر من صدبار گويم خداوندم اوست تا او مرا بنده خود نداند فايده نبود .
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 5:57 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

بعد از مرگ  رابعه را به خواب ديدند .گفتند :حال گوي تا از منکر و نکير چون رستي ؟

گفت :آن جوانمردان در آمدند ,گفتند که من ربک ؟

گفتم :باز گرديد و خدايرا گوييد که با چندين هزار هزار خلق پيرزني را فراموش نکردي ؟من که در همه جهان تو را دارم ,هرگزت فراموش نکنم .تا کسي را فرستي که خداي تو کيست؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 2:2 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

گفتند حسن مي گويد :اگر يک نفس در بهشت از ديدار حق محروم مانم چنان بنالم و بگريم که جلمه اهل بهشت را بر من رحمت آيد.

 رابعه گفت :اين نيکوست اما اگر چنان است که در دنيا يک نفس از حق تعالي غافل مي ماند همين ماتم و گريه و ناله پديد آيد ، نشان آنست که در آخرت چنان است که گفت و اگرنه آن چنان است .

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 9:2 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

وقتي نماز شام حسن به در صومعه بگذشت وحبيب قامت نماز شام گفته بود و در نماز ايستاده . حسن درآمد . حبيب الحمد را الهمد مي خواند . گفت :نماز در پي او درست نيست.

بدو اقتدا نکرد و خود بانگ نماز بگزارد . چون شب درآمد بخفت . حق را تبارک و تعالي بخواب ديد . گفت :اي بارخداي . رضاي تو در چه چيز است .

گفت :يا حسن ! رضاي من دريافته بودي قدرش ندانستي .

گفت :بارخدايا! آن چه بود ؟

گفت :اگر تو نماز کردي از پس حبيب رضاي ما دريافته بودي و اين نماز بهتراز جمله نماز عمرتو خواست بود . اما تو را سقم عبارت از صحت نيت بازداشت.بسي تفاوت است از زبان راست کردن تا دل .

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 12:36 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting