انشالله که طاقت می آورم
اگر موسی می خواست شاگردی خضر را بپذیرد آیا در قدم اول حرف استاد را نقض می کرد؟
این آگاهی بود که خضر از موسی داشت و به آو یاداوری کرد که آمادگی اخذ از استاد را ندارد.
اما موسی شاید باید این را از اعماق وجودش درک می کرد
اگر موسی حرف خضر را قبول می کرد، می باست قید همراهی او را بزند،
و اگر قبول نمی کرد (که نکرد) دیگر خضر برایش سمت استادی نداشت.
این پارادکس ریشه در کجا دارد؟
