تبليغاتX
شاهد

شاهد

 

خدایم  آفریدم، تا با تجربه بیاموزم، بهشت هم برایم بی معنا بود تا تجربه نبود

پس آنگه مرا در زورق تن به زمین، کوره آدم سازی( نه سوزی)فرستاد

و من هم رنج انسان بودن در هبوط را به جان خریدم

آمدم ، نه که او به زور فرستد، به اختیار آمدم همانجا که ملائکه با ترس از آن یاد کردند

آمدم تا بیاموزم رفتن را ، آفریدن را

خدایم آنچنان خوبست که فرمود خودت را هم بساز و من ساختم خود را بدین صورت که می بینی

اگر خوبم که خوب است و گرنه چاره ام در چیست؟

 

شاهد ما بروز شد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1385ساعت 3:1 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 

شاهد ما بروز شد

 

می گویند آینده هرکس نتیجه تصمیمات اکنون اوست

شاید درست تر می بود اگر می گفتند آینده هرکس نتیجه خواست اکنون اوست

و بهتر این است که گفته شود حال هر کس نتیجه خواست اکنون اوست

همه چیز بر می گردد به خواست واقعی انسان

اما خواست واقعی چیست؟

شنیده ایم که می گویند فلانی با دست پس می زند و لی با پا پیش می کشد

تلاقی خواست های گوناگون در وجود آدمی تا موقعی که به وحدت نرسیده وجود خواهد داشت

حاصل اما، برایند مجموعه خواست ها نیست بلکه خواستی که قویتر باشد به وقوع نزدیکتر است

خواست قویتر معمولا در درون ناخودآگاه ما شکل می گیرد بنابراین شناخت و آگاهی از آن سخت تر می باشد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

 

یعنی هرکس به دنبال هرچه باشد به آن می رسد

به عبارت دیگر هر که هرچه که بخواهد همان می شود

معمولا آدمی به خاطر پیچیده گی های وجودی اغلب خود نیز نمی داند که چه می خواهد

و می پندارد که خواستن زبانی همان خواست اوست اما غافل از آنکه ته دلش چیز دیگری می خواهد

هنر در این است که انسان دریابد که چه می خواهدو این جز با گشت و گذار درون خود حاصل نخواهد شد

در صورت کشف خواسته واقعی، می توان به علت آن نیز پی برد و اگر  مناسب نبود، دست به تغییر آن زد

بنابراین با تغییر خواست واقعی که در درون انسان شکل می گیرد زندگی بیرونی او نیز تغییر خواهد کرد

و این به تجربه ثابت خواهد شد

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 4:25 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting