تبليغاتX
شاهد

شاهد

میشه بگی
معنی عشق کجا و آرامش کجا ؟ چیه!
و

در شعله رقصیدن ،اگر آرامش نیست پس چیست؟
پروانه موقع سوختن دادو بیدا راه می اندازه؟
مشکلات راه عاشقی چیز دیگری است که بعدا می افتدو حل آن هم صبر و توکل لازم دارد.
خود که هرگز عاشق نشدیم، عاشق هم ندیده ایم! چون در شعله نرقصیدیم گفتم از عشق نگیم با این حال چه کار میشه کرد این همه مطلب شنیده و خوندیم باید یه جا بکار بیاد
در ضمن تکلیف ما رو روشن کن بلاخره عاشق بی خیال خودشه یا دنبال اثبات خودش؟

ما هستیم چه اهمیتی داره وقتی ما اهمیتی نداشته باشه؟؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آبان 1384ساعت 6:49 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

قبلا گفتيم كه "نقش" در ارتباط با چشم انداز ما مطرح مي شود

چشم انداز ما چيست ؟ جواب به زباني كه قابل درك باشد

شايد كسي بگويد "عشق"، اما چه كسي مي داند "عشق" چيست؟

من مي گويم آرامش ( قرار و اطمينان)

يعني من در زندگي به دنبال آرامش هستم انتهاي مرتبه و مرحله كه ميبينم آنجاست.

پس در هر حالي كه باشم و مشغول به انجام هر كاري كه باشم ( اجراي نقش )، مهم اين است كه چگونه با انجام آن كار به آرامش مي رسم ، چه "نقشي"؟ شايد خيلي مهم نباشد، اين "دركي" كه حاصل اجراي آن است مهم است

 و با تجربه بيشتر، درك بهتر، حاصل مي شود براي كسي كه حواسش باشد

 

*

جناب كافر عزيزصرف نظر از اينكه شان شما بالاتر از پاسخ بنده است ولي من ترجيح مي دهم كه از كلمات و مفاهيمي استفاده كنم كه لااقل درك نسبتا مشتركي از آن داشته باشيم داشتن علم در عالم ذر يا زر ؟ خيلي قابل لمس و فهم نيست؟ آن چيزي كه ما الآن درك مي كنيم اختيار در حوزه امور اختياري است. و كسب علم در زندگي! و شايد خيلي مهم نباشد كه قبلا چيزي مي دانستيم يا نه مهم اين است كه چه بخواهيم بياموزيم و چه بخواهيم يادآوري كنيم بايد دست به تجربه بزنيم!

 

 

شاهد ما بروز شد

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 4:24 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

بنده به يقين دريافته ام كه نظام جهان در راستاي تكامل خلقت ( و براي انسان به طور جزيي به عنوان گل سر سبد "وجود") استوار شده.

يعني اگر هر انساني را به طور مجزا در نظر بگيريم، متناسب با نيازهاي  تربيتي او، رويدادهاي پيرامونيش شكل مي گيرد

در اين حالت هرگز براي رشد شخصيت نياز به رياضت نخواهد بود چون بهترين رياضت همين است كه هست!

آري نتيجه اين تكامل، رسيدن به جايگاهي است كه تا به آن نرسيده ايم سخن گفتن از آن خيلي با مسما نخواهد بود

"نقشي" كه گفته شد كه بايد "زندگي" شود را  در اين ارتباط بايد معنا كرد.

 

(ما از نقاط ضعف خود، از محيط بيشتر كنش مي بينيم كه اگر آن نقطه ضعف را بر طرف كنيم خود بخود آن كنش ، حذف خواهد شد)

 *---------

شاهد ما بروز شد

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم آبان 1384ساعت 1:38 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

بحث نقش و ... سایر چیز ها ما را به بحث جبر و اختیار می کشاند

که بحثی بی سرانجام است و نمی شود با این ابزارها بدان پرداخت

مهم این است که از نظر خودمون تاثیر گذاریم!!!!!!!!!!!!!!

بنابراین ما باید طوری زندگی کنیم که مطلوبیت بدست آمده از آن ماکزیمم شود

ولی معمولا ما همه چیز را فدا یک چیز می کنیم که وقتی آنرا به دست می آوریم

می فهمیم ارزشش را نداشت!!!!!!!!!!!

معنی نقش هم در پست قبل و نحوه اجرای آن هم به نوعی بهینه کردن زندگیه!

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 3:6 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

در ارتباط با رابطه انسان با خدا و رخدادهاي پيراموني.

 

پيش فرض : هر انساني در هر زماني يك نقشي به عهده داره

كه بايد  اين نقش و هم خوب درك كنه و هم خوب اجرا!

 

-         اما انسان مي تواند در ارتباط با وقايع زبان به شكايت گشايد

-         يا بي تفاوت  بماند و گله و شكايت نكند

-         يا راضي باشد به هر آنچه رخ مي دهد

-         يا شكر پيشه كند سراسر به هر پيشامد و نيامد

-         يا ... (تا اينجا دو طرف بود، از اينجا به بعد يه طرفه)

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آبان 1384ساعت 6:40 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

انسان ، خليفه الهيست!

انسان ها قبله عالم هستند

نظر همه خلق الله به سوي انسان است

شب قدر شب باشكوهي است كه در آن در آسمان باز است

اما براي ديداري كه فرشتگان از خليفه هاي الهي دارند

حجي برپاست در شب قدر كه حاجيانش فرشتگان خداوندند

كه به ديدار و زيارت انسان مي آيند

چه مبارك شبي است اين شب!

 

---------*

شاهد ما بروز شد

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 3:40 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting