تبليغاتX
شاهد

شاهد

 کسی که می خواهد به دماوند برود (چشم انداز قله دماوند)

- چه کار باید بکند؟

- برود قله دماوند!

این مانند آن است که بگویی برای عاشق شدن فقط باید عاشق شد

در عین این که جواب درستی است و لی قابل دسترس نیست

کلیدی که به هر قفلی می خورد ولی هیچکدام را باز نمی کند.

سوال را دوباره می پرسم

- برای اینکه بروم قله دماوند چه کار کنم؟

- اصلا برای چی می خواهد بروی؟

- حالا بماند، فعلا بگو چطور می توانم خودم را به آنجا برسانم؟

- باید ابتدا مشخص کنی کی می خواهی بروی.

از چه مسیری میروی.

 بعد لوازم متناسب مسیر و زمان را آماده می کنی.

 راستی یادم رفت می بایست خودت نیز آماده باشی.

 راهنمایی انتخاب کنی که  به او اطمینان داری که

یکم راه را می داند و خود رفته است

دوم در سفر و خطر تو را تنها نمی گذارد

سوم همسفر خوبی باشد

اگر از ابتدا راهنمایت را انتخاب کنی راحتر خواهی بود

ولی اگر بدون راهنما هم بخواهی بروی می توانی گرچه من توصیه نمی کنم

آنوقت می بایست نوشته های کوه نورد های قبلی را مطلعه کنی، نقشه خوانی بدانی

کوه نورد قابلی باشی اما بازهم نمی دانم موفق بشوی یا نه!

حالا بیا با هم تا توچال برویم!!!!!!!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 12:18 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

در بحث مدیریت استراتژیک ( به طور خیلی خلاصه)

اولین قدم تعیین چشم انداز است

چشم انداز یعنی آنجایی که اگر همه چیز بر وفق مراد پیش بیاید خواهیم رسید

مثلا چشم انداز هیتلر احتمالا این بوده:

"حکومت بر کل زمین"

چشم انداز مانند ستاره قطبی است یعنی همیشه جهت ما باید با آن همراستا باشد!

برای رسیدن به این چشم انداز می بایست اهدافی تعریف شوند و برا رسیدن به این اهداف فعالیتهایی شکل بگیرد

 

"سوال اساسی " ما را می رساند به اینکه بفهمیم

-  آیا ما چشم اندازی در زندگی داریم یا خیر؟

- اگر چشم اندازی داریم برا ما روشن است یا خیر؟

- ایا اهداف میانی ما در آن راستا است یا خیر؟

- فعالیت های ما برای رسین به آن هدفها است یا خیر؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم مرداد 1384ساعت 1:32 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

می دونید! خیلی از ما ها فقط تو فکر رفتنیم!

همش رفتن و دویدن ولی به کجا نمی دونیم؟

همه تند تند از خونه بیرون می آن تند و تند می رن سر کار

تند و تند بر می گردند خونه!

تند و تند آماده خواب میشن تا دوبار فردا!!!!!

خوب که چی؟

فکر می کنم این یکی از اصلی ترین سوال های زندگی آدما باشه؟

بیایم برا ی کار هایی که می کنیم این سوال را سلسه وار تکرار کنیم

تا به جواب مناسبی برسیم(کار برای پول، پول برای ؟)

حداقل یکی دو مورد و امتحان کنیم بد نیست.

 اگه هم دوست داشتین به من هم بگین چی شد!

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم مرداد 1384ساعت 12:50 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

دخترم که در حدود ۹.۵ سال سن دارد برا ی معاینه دندان با مادرش به دندانپزشکی رفتند

دندانپزشک انها را برای انداختن عکس لثه به رادیولوژی معرفی کرد

بعد از گرفتن عکس  وقتی من اورا دیدم

برایم گفت:

بابا رفتم داخل اتاق بعد اون خانمه اومد

سرم رو به پشتی صندلی تکیه داد

و یه میله گذاشت زیر چونم

به من گفت تکون نخور بعد خودش رفت دستشویی!!!!!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384ساعت 6:7 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سازندگی کار انسان است

خالق از صفتهای مشترک انسان و خداست

سازندگی را باید آموخت و تمرین کرد

زیر بنای سازندگی تویی! دل تو!

و ماده اش عشق و دوستی

بعضی ها می پرسند عشق چیست؟

به نظر من دل بی کینه می داند که عشق چیست!

در دلی که کینه باشد ، عشق جایی ندارد

دیو چو بیرون رود فرشته درآید

روزی، سالها پیش، به بزرگی شکایت کردم فلانی خیلی اذیت می کند

به قول معروف همه اش در فکر زدن زیراب ادم است

او فرمود: "دوستش داشته باش"

اوایل سخت بود خیلی سخت

که اینچنین کسانی را دوست داشته باشم

ولی بعد ها ...

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مرداد 1384ساعت 5:41 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

روزی به نام زن، مبارک است.

و بر تمامی کسانی که به دنبال درک انسانی خودند مبارک باد

و عزیز و گرامی است،مولود امروز که به مدد دوستداران نادانش هنوز ناشناخته مانده است

وای...

چقدر ظالم است تاریخ که همواره حقیقت از پس آن واژگون می گردد و

فرزندانی که به گمان خویش بر دین پدران خودند!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1384ساعت 2:25 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

به نظر من هیچ معلمی قبل از درس دادن امتحان نمی گیره!!!!!!

ولی ممکنه که در امتحانش درس بده!

این تجربه ای که من میگم تجربه خوبیه که همه باید به دنبالش باشند

تجربه انسان بودن ، بخشیدن، بخشیده شدن، دوست داشتن و دوست داشته شدن!

که به نظر من هم خیلی شیرینه و هم شیرین کننده!

ولی نکته در اینجاست که:

 "با حلوا حلوا دهن شیرین نمیشه"

تمام حرف من همین ضرب المثل بود!!!!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1384ساعت 5:28 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting