تبليغاتX
شاهد

شاهد

نکته ای که به نظرم خیلی لازم است گفته شود

این است که این نوشته ها، بحث روانشناسی نیست

گرچه در روانشناسی هم این بحث ها هست

این ها  تجربه است،

تنها راه بررسی درست یا نادرست بودن آنها

امتحان کردن آنهاست، نه بحث کارشناسی!

سخنی که گفته می شود بر گرفته از تجربیات انسان هایی وارسته است

که در طول تاریخ پیاپی تکرار می شود

و هر کسی با حرکت و تجربه می تواند در این مسیر قدم بگذارد.

باز هم بر می گردم به همان بیت مولانا:

"رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو از کینه ها

وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو"

پاک کردن "زنگار دل"  مقدمه نوشیدن شراب عشق است!!!!! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1384ساعت 7:56 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

خلاصه

پس از دلخور شدن از بقیه

سعی در تلافی می کنیم،البته معمولا نادانسته

و البته در این راه، از زدن صدمه به خودمان هم هیچ اکراهی نداریم

مثل بچه ایی که قهر کند!

         - کسب سهمی بیشتر

        - آزردن دل پدر و مادر

       - از دست دادن همان لحظه های دلنشین(یا همان سهم قبلی)

در این حالت ممکن است دیگران هم ضرر کنند

ولی باوضوح زیاد می شود دید که ما بیشترین ضرر را خواهیم کرد!

بنابراین ما از دستیابی به شادکامی توسط خودمان محروم می شویم

باز هم " زنگار دل"

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم تیر 1384ساعت 5:27 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

در این گیر و دار وجود ما شکل میگیره

و ما برای حفظ خودمون شروع می کنیم به ایجاد لایه محافظ(فیلتر)

پیش فرض هایی در ذهن ما نقش می بنده

شروع به تفسیر وقایع و رخدادها می کنیم

و همه بر اساس فیلتر ذهنی خودمان.

بنابرین تفسیر رخدادها اکثرا با واقعیت های بیرونی منطبق نخواهد بود.

و این یعنی همان

"زنگار دل"

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم تیر 1384ساعت 3:35 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

ما ادما معمولا از بچگي شروع مي كنيم به يادگيري!

براي محافظت از خودمون روشهايي رو انتخاب مي كنيم

بعد اونا رو تجربه مي كنيم و نهايتاانتخاب مي كنيم

 عمده يادگيري ما از نزديكانمون انجام مي گيري ههمونهايي كه بيشتر‏، با ايشان سرو كار داريم.

 آدما ذاتا مركز وجودند و به عنوان فرد، طالب اين هستند كه همه در خدمت ايشان باشند،كه البته چيز بدي نيست!

به عنوان مثال:

اگه يه عكس دسته جمعي به شما نشان بدهنداولين نگاه شما به سمت خودتان متمايل ميشه!

حالا اين مركز در روابط با محيط، انتظارش براورده نميشه!

عكس العمل اين فرد چيه؟

چه اتفاقي در درونش مي افته؟

اين وقايع به ميزان شدت و ضعفي كه دارند باعث ناكامي هايي درون انسان مي شوند

 و ادمهايي كه مسئول اين وقايع بودند،مسئول اين ناكامي ها.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم تیر 1384ساعت 4:23 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

در اینجا به کارکرد کینه در وجود (انسان) توجه شده است

ما معمولا عادت داریم که دو سر طیف را ببینیم

یا سیاه یا سفید، یا صفر یا یک

اما واقعیت چیز دیگری است و معمولا چیزی بین دو حد است

بنابراین باید به مفهوم کلام دقت کرد

جناب مولانا می فرماید:

" رو سینه را چون سینه ها هفت آب شو ازکینه ها

وانگه شراب عشق را  پیمانه شو پیمانه شو"

هر کدورتی که به دل راه پیدا کند ، شراب بی غش عشق را کدر خواهد کرد!

نشانی دل صاف، مانند آینه صاف است

"آیینه ات دانی چرا غماز نیست

زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست"

اگر فکر می کنیم که کینه یا کدورت در دلمان نیست

آیا تصویری که بر صفحه دل نقش می بندد را می توانیم تشخیص بدهیم ،آینه صاف خود را نمی بیند!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم تیر 1384ساعت 5:31 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

فکر می کنم  قبول داشته باشیم که "کینه" در تیره کردن دل نقش اساسی دارد

اما چرا لفظ کینه انتخاب شده است؟

چون واقعا در اعماق وجود انسان ریشه می کند

با این نام شدت بدی و خطرناکی آن اندکی بازگو می شود

چون عامل بسیاری از رفتارهای ما بوده و در اکثر مواقع تصمیمات مارا ساخته است

نگران نباشیم از اینکه در وجود ما کینه باشد، اصلا نگران نباشیم!

چون اگر بود، می شود آن را شناخت و نهایتا خارج کرد.

شما می توانید از واژگان دیگری برای "کینه" استفاده کنید، مثل: دلخوری

اگر اینجوری می پسندید، مشکلی نیست!

ولی باید درک کنیم این موضوع تا چه حد ما در اختیار خود دارد

سوال

فهرست کوتاهی از کسانی که با آنها خیلی برخورد دارید تهیه کنید

ببینید از هر کدام از کدام صفت یا منش آنها خشنود نیستید و دوست دارید

ان صفت یا منش آنها تغییر کند؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم تیر 1384ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting