تبليغاتX
شاهد

شاهد

 

سلام
بهار رسیده و زندگی آغاز شده
طبعت توبه کرده و برگ زرد گناهان را ریخته
دستها را به آسمان رو به سوی پذیرنده توبه نموده
دلخوش از بخشش او تاج گل بر سر، گذشته را به گذشته وانهاده
به انسان می گوید گذشته را ببخش و بهار زندگیت را بیاغاز
چرا که سالهاست، او منتظر شکوفه زدن توست
بهار وجودت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 29 اسفند1390ساعت 11:30 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

گر تو خواهی که شقاوت کم شود

جهد کن تا عشق افزون تر شود (جهد کن تا عشق تو افزون شود)

--------

پی نوشت:

مصرع اول از مولانا و مصرع دوم در دوشکل ذکر شده از تاتر عروسکی مولانا

+ نوشته شده در  دوشنبه 22 اسفند1390ساعت 5:54 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

هستی خداوند در بود ماست

واقعا در بوده باشیم چون هستیم

اگر به یقین خود برویم می توانیم هستی خود را پر بار کنیم

عالم باطنت را به هستی او ببر، توفع دارد که حدافل اورا قبول داشته باشی

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 اسفند1390ساعت 7:16 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

اگر بودت را به خدا دادی و او خرید ، دیگر نمی فروشد

وقتی خوانده شدی دیگر رها نمی شوی

پس قبل ار اینکه بلایی رخ دهد به او بناه ببر

خودت را به خدا بسپار و شجاع باش.

زیبایی را به وجود بیاور، خشم را از خودت دورکن

نسبت به دیگری اندیشه بد نکن

قشنگی را با ادبت، با سلامت، با دعایت بوجود بیاور

از خانواده ات شروع کن.

+ نوشته شده در  شنبه 29 بهمن1390ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

خدا در بود توست، خدارا بیاد بیاور تا به هستی ات معنا دهد!

روح فرمانبری تن را می کند

اول روح تان را پرورش دهید و قوه بالغه را قبول کنید

روح را با عقل می توان به دست آورد

خود را با تمام وجود پاک کنید، هرچیز بیهوده در دلتان را دور بریزید

بگویید "من می خواهم آراسته ترین باشم"

ساکت باشید تا روح سخن بگوید

بگذارید تا روح آنچه را یتد گرفته به شما بگوید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 6:44 قبل از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

اگر میخواهی خود را بشناسی به اقرار خود بیا!

آنگاه که خدارا پرستش می کنی، هستیت را زیبا کن!

آن بوی ها که در گل است ، در توست، تو معنای آن می کنی، درونت بکار!

بهشت در بود توست آنگاه که درونت را بهشت کنی!

گفت: بوده را رها کن و با من باش!

خدا در بود توست، خدارا بیاد بیاور تا به هستی ات معنا دهد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 3:30 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سلام

خدا آدم را آفرید، فقط برای خودش

بهترین خلق را و به خود آفرین گفت

که احسن را احسن الخالقین خلق می کند

آدم مختار!

آدم نیز خود را دید و پرسید من کیم؟

آدم خود را گنجینه ای یافت که تا به حال خلقت به خود دیده بود.

ظرفیت کشیدن بار امانت از او موجودی ساخته بود منحصر به فرد، هم او که مسجود ملائک شد.

خدا آدم را برای خودش، برای خود خدا آفریده بود که خلقتک لاجلی 

اما آدم این گنجینه را از خدا دزدید یعنی خودش را از خدا دزدید.

غافل از اینکه با این کار خود را یله ساخت و بی صاحب،

از آن به بعد خدا دنبال گمشده اش می گردد و آدم هم دنبال صاحبش.

خدا دنبال آدم می گردد و آدم دنبال خدا!

خدا منتظر  است تا آدم خودش را پس بدهد

به کی؟

به او

تسلیم شود

تسلیم کی؟

تسلیم او


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1390ساعت 6:33 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سلام
خدا در قلب توست، ضربان قلبت صدای اوست که لحظه ای خاموش نمی شود.
تو در نماز پنجگانه، در اطاعتی و دراین میدان کسی را که با عقلت می خوانی خدای توست
آنگاه که اطاعت به اختیار شد، عبادت آغاز گردد و نتیجه عبادت پیوستن است با او
 
+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 4:55 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

سرنوشت ذغال چیست؟

دو آینده برای آن متصوراست و یک حال

حال وی که ذغالست، هست تا تغییر کند

یا بسوزد و آتش گردد و دود، که نمایش رقیب است

یا صبر کند الماس گردد، که نمایش نور است و زیبایی!

+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1390ساعت 4:38 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

اختيار خود را به دست بگيريم
اخيار با عقل به دست گرفته مي شود
ابتدا اختيار ادمي دست روحش نيست بلکه رهاست و اين بهترين حال براي سوء استفاده رقيب است.
هر موقع که  انسان بخواهد اختيار خویش را به دست بگيرد، رقيب مانع اين کار مي شود.
مثلا با گفتن الله اکبر نماز، رقيب سعي مي کند انسان بي اختيار را به را به اين سو و آن سو بکشاند.
پس بايد با ابزار عقل از اين حرکت رقيب جلوگيري کرد. يعني به حال خود آگاه باشيم و با نيت هر کاري  را شروع کنيم و در حال انجام آن کار به انجامش آگاه باشيم و اين کار عقل است.
در نماز با نيت شروع مي کنيم پس اعمال را نيز آگاهانه انجام دهيم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 5:2 بعد از ظهر  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting