تبليغاتX
شاهد

شاهد

سلام

خدا در بود توست، خدارا بیاد بیاور تا به هستی ات معنا دهد!

روح فرمانبری تن را می کند

اول روح تان را پرورش دهید و قوه بالغه را قبول کنید

روح را با عقل می توان به دست آورد

خود را با تمام وجود پاک کنید، هرچیز بیهوده در دلتان را دور بریزید

بگویید "من می خواهم آراسته ترین باشم"

ساکت باشید تا روح سخن بگوید

بگذارید تا روح آنچه را یتد گرفته به شما بگوید

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 9 بهمن1390ساعت 6:44  توسط وحید  | 

سلام

اگر میخواهی خود را بشناسی به اقرار خود بیا!

آنگاه که خدارا پرستش می کنی، هستیت را زیبا کن!

آن بوی ها که در گل است ، در توست، تو معنای آن می کنی، درونت بکار!

بهشت در بود توست آنگاه که درونت را بهشت کنی!

گفت: بوده را رها کن و با من باش!

خدا در بود توست، خدارا بیاد بیاور تا به هستی ات معنا دهد!

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت 15:30  توسط وحید  | 

سلام

خدا آدم را آفرید، فقط برای خودش

بهترین خلق را و به خود آفرین گفت

که احسن را احسن الخالقین خلق می کند

آدم مختار!

آدم نیز خود را دید و پرسید من کیم؟

آدم خود را گنجینه ای یافت که تا به حال خلقت به خود دیده بود.

ظرفیت کشیدن بار امانت از او موجودی ساخته بود منحصر به فرد، هم او که مسجود ملائک شد.

خدا آدم را برای خودش، برای خود خدا آفریده بود که خلقتک لاجلی 

اما آدم این گنجینه را از خدا دزدید یعنی خودش را از خدا دزدید.

غافل از اینکه با این کار خود را یله ساخت و بی صاحب،

از آن به بعد خدا دنبال گمشده اش می گردد و آدم هم دنبال صاحبش.

خدا دنبال آدم می گردد و آدم دنبال خدا!

خدا منتظر  است تا آدم خودش را پس بدهد

به کی؟

به او

تسلیم شود

تسلیم کی؟

تسلیم او


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 دی1390ساعت 18:33  توسط وحید  | 

سلام
خدا در قلب توست، ضربان قلبت صدای اوست که لحظه ای خاموش نمی شود.
تو در نماز پنجگانه، در اطاعتی و دراین میدان کسی را که با عقلت می خوانی خدای توست
آنگاه که اطاعت به اختیار شد، عبادت آغاز گردد و نتیجه عبادت پیوستن است با او
 
+ نوشته شده در  شنبه 10 دی1390ساعت 16:55  توسط وحید  | 

سرنوشت ذغال چیست؟

دو آینده برای آن متصوراست و یک حال

حال وی که ذغالست، هست تا تغییر کند

یا بسوزد و آتش گردد و دود، که نمایش رقیب است

یا صبر کند الماس گردد، که نمایش نور است و زیبایی!

+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1390ساعت 16:38  توسط وحید  | 

اختيار خود را به دست بگيريم
اخيار با عقل به دست گرفته مي شود
ابتدا اختيار ادمي دست روحش نيست بلکه رهاست و اين بهترين حال براي سوء استفاده رقيب است.
هر موقع که  انسان بخواهد اختيار خویش را به دست بگيرد، رقيب مانع اين کار مي شود.
مثلا با گفتن الله اکبر نماز، رقيب سعي مي کند انسان بي اختيار را به را به اين سو و آن سو بکشاند.
پس بايد با ابزار عقل از اين حرکت رقيب جلوگيري کرد. يعني به حال خود آگاه باشيم و با نيت هر کاري  را شروع کنيم و در حال انجام آن کار به انجامش آگاه باشيم و اين کار عقل است.
در نماز با نيت شروع مي کنيم پس اعمال را نيز آگاهانه انجام دهيم.
+ نوشته شده در  دوشنبه 28 آذر1390ساعت 17:2  توسط وحید  | 

سلام
در حدیث قدسی است که :
من گنج مخفی بودم که دوست داشتم تا شناخته شوم!
بزرگی می فرمود:
خدا تنهاست، آدم خلق شده تا خدا تنها نباشد و به همین دلیل است که خدا دنبال آدم می گردد!
باز در خدیثی است که وقتی بنده ای به سوی خدا بازمی گردد، خشنودی خدا از مردی که در بیابان گمشده و از تنهایی و تشنگی به حالت موت درامده و ناگهان شتری با آذوقه و آب به نزدش می اید بشتر است.
 
او به دنبال ماست، ما در پی چیستیم؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 آذر1390ساعت 8:56  توسط وحید  | 

سلام
 
آنجا که ردپایی از اوست، 
گلشن آرزوست.
ما در جستجوی او روان به سمت یاد
غافل از اینکه دوست است در جستجوی دوست.
+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آبان1390ساعت 13:51  توسط وحید  | 

سلام
امروز دنبال چیزی می گشتم
هرچی گشتم پیدا نکردم
فکر کنم نمی دونستم دنبال چی می گردم
+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 آبان1390ساعت 17:5  توسط وحید  | 

یادم اومد که یک شب قبل از افطار توی فکر بودم که چه دعایی بکنم

این جملات به ذهنم اومد:

خدایا همه اونهایی که دوستشون داریم

همه اونایی که دوستمون دارن

همه اونایی که در حق شون بدی کردیم

همه اونایی که در حقمون بدی کردن

همه اونایی که در حقشون خوبی کردیم

همه اونایی که در حقمون خوبی کردن

همه اونایی که ازشون التماس دعا داشتیم

همه اونایی که از ما التماس دعا داشتن

همه اونایی به یاد ما بودن

همه اونایی که به یادشون بودیم

ببخش و بیامرز و به مقام والای انسانی برسون

 

+ نوشته شده در  شنبه 19 شهریور1390ساعت 16:1  توسط وحید  | 

Free Hit Counter
Web Hosting